أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
203
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
كشف گشته و بدانيد اى فقيه ارشد امامت و خطابت خلق به تو حواله شد ببركت نماز و تلقين اين بنده كه دادى . اى روزبهان ترا آوازه باشد كه بافاق برسد ، بسبب صلا كه بر وى زدى « 88 » . اى شهاب الدين ترا فرزندان پاك خداى بدهد كه مردمان ايشان را متبرك دارند « 89 » . اى مظفر منزلت تو و فرزندان تو بلند باشد تا روز قيامت . اى ابو الحسن مقبره تو جاى صلحا و عباد گردد . اما اى جمال الدين تو موافقت نكردى و رغبت ننمودى . به زيارت تو نيز رغبت كم كنند مگر كسى كه نادر دست دهد « 90 » بعد از آن چنانچه شيخ فرمود همه را آن صفات رسيد و چند سال است كه بدان نوع كه شيخ اشارت فرمود مشاهد خلق عالم است . شيخ ابو عبد الله بابويى « 91 » ميگويند آنكس كه امسيت كرديا و اصبحت عربيا گفت « 92 » و
--> ( 88 ) - مد : صلوة كه به روى زدى - جها : صلوات كه بر وى زدى . و اما انت يا روزبهان فسيجعل الله لك صيتا يبلغ الافاق بندائك عليه ( شد الازار ) . ( 89 ) - مد : دانند . ( 90 ) - يا جمال الدين فقد تخلف عن الموافقه و ما رغبت فيه فما يرغب احد فى زيارتك الا نادرا ( شد الازار ) . ( 91 ) - مد : شيخ ابو عبد الله باكوئى - جها : شيخ احمد بابوئى - الشيخ ابو عبد الله المشتهر ببابوئى ( شد الازار ) . ( 92 ) - امسيت كرديا و اصبحت عربيا ، پسر مؤلف عيسى بن جنيد در ترجمهء كتاب حاضر ص 76 بلافاصله بعد از عنوان صاحب ترجمه گويد : وى [ يعنى شيخ ابو عبد الله مشتهر ببابويى ] . آنكس است كه امسيت كرديا و اصبحت عربيا گفت و همين حكايت نقل ميكنند از چند كس » انتهى ، و در حقيقت اين قصه و اين عبارت مدتها قبل از تأليف كتاب حاضر در افواه مشهور بوده است و به چندين نفر ديگر نيز غير از شيخ ابو عبد الله بابويى صاحب ترجمهء متن نسبت داده شده است : از جمله مولاناى روم در ديباچهء دفتر اول مثنوى تصريح كرده كه قائل اين جملهء امسيت كرديا و اصحبت عربيا جد اعلاى چلبى حسام الدين حسن بن محمد بن حسن ارموى الاصل معروف بابن اخى ترك بوده است و اين چلبى حسام الدين حسن از خواص مريدان بسيار مقرب محبوب مولانا بوده و مولانا مثنوى را به خواهش و تقاضاى او بنظم آورده است و نام او بسيار مكرر در تضاعيف هر دفتر مثنوى آمده است ، - ولى مولوى اسم اين جد اعلاى چلبى حسام الدين مذكور را كه بعقيدهء او قائل عبارت امسيت كرديا و اصبحت عربيا بوده هيچ نبرده است و عين عبارت او راجع به اين موضوع در ديباچهء دفتر اول مثنوى از قرار ذيل است : « يقول العبد -